مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها
ای پـیــامآور خــون شــهــدا یـا زیـنـب با پـیـامـت همهجا کـربو بـلا یا زینب ای نـماز شب تو برده دل از چـار امام ای همه فـاطـمـه هـنگـام دعـا یا زینب خطبۀ تو، سخـن خـون خـدا بر سر نی یک پیام است ولی با دو صدا یا زینب چه بیارم؟ چه بگویم؟ چه بخوانم به ثنات؟ که خدا زینت اَب خوانده تو را یا زینب اگر از اشک شود ملک جهـان دریائی نـشود حـق تـو یک قـطـره ادا یا زینب تا قـیامت همه مردان جهـان میگـیرند از تو درس شرف و صبر و رضا یا زینب گوهر اشک تو و خون حسینابن عـلی هر دو بـخـشـیـد به اسـلام بـقا یا زینب سَـر آن سرّ خـدا گرچه جـدا از تن شد نـگـهـش از تـو نـگـردیـد جـدا یا زینب از قفا چشم تو در مقـتل و پیـش نگهت شد جدا رأس حـسـینت ز قـفـا یا زینب از تـو زیـبـنـده بـُوَد ذکـر "تـقـبـّل مـنّا" بـر سـر نـعـش امــام شـهـدا یـا زیـنـب مظهر صبر خدا خواست دهد جان از دست تو شـدی از دل او عـقـدهگـشـا یا زینب سـعی تو با سـر خـونـین بـرادر رفـتـن مروه گودال و صفا طشت طلا یا زینب در دل محمل خود چون دل خورشید بسوز که هـلالـت شـده انگـشـتنـمـا یا زینب خـطـبههایت همه یادآور زهـرای بتول سخـنـانت چو عـلـی روح فـزا یا زینب پور مرجانه به تو خنده زد و گفت: گرفت قـلـبم از قـتـل حـسـین تو شـفـا یا زینب آن ستـم پـیـشه پی پـاسخ دنـدانشکـنت شادیاش گشت مبـدّل به عـزا یا زینب دختر وحی کجا؟ كـوچه و بـازار کجا؟ آیـت نـور کـجـا؟ شـام کـجـا؟ یـا زینب از تو زیـبد که بکـوبی به دهـان دشمن مشت، با غرّش "یابن الطلّـقا" یا زینب پیـش چـشم تو به لبهای عزیز زهـرا به خدا، چوب زدن نیست روا یا زینب جز تو کی خوانده نماز شب خود بنشسته دل شب گـوشـۀ ویـرانـهسـرا یـا زیـنب ماهِ روی تو چو از جور فلک نیلی شد روی خورشید نشد تیره چرا یا زینب؟! خصم بر اشک تو خندید ولی بر سرِ نی گـریه کـردنـد بـرایـت شـهـدا یـا زینب |